
گاهی دوست داری کاری رو بکنی، دلت میگه بکن، اما عقلت میگه نه! گاهی دوست داری ساعتها بنشینی و زل بزنی. دلت میگه بکن، اما عقلت میگه نه! گاهی دوست داری تا سپیده صبح بیدار بنشینی، دلت میگه بکن، اما عقلت میگه نه! گاهی دوست داری چنگ بندازی و دلت رو بگیری و بزنی به دریا، اما عقلت میگه نه! گاهی دوست داری قید دل و عقلت رو بزنی، اما... قرار بود قربانی کنیم برایش، هر کسی یه قربانی داره... و من دوست دارم دلم رو قربانی کنم برای خدا، برای عقل محض، برای عشق محض... خدایا! تقبل هذا القلیل......
ادامه مطلب