
نوشتنبا این همه او مرتب مرا تشویق به نوشتن می کرد و آن را "بهترین راه تخلیه "می دانست: "چرا عوض اشک حسرت چکاندن بر سر جنازه سایه های آرزوهایت عنان استعدادهای فطری ات را کمی شل نمی کنی؟ تو به این قشنگی می توانی ببینی و در ذهنت یادداشت کنی و بعد با ظرافت یک نقاش کار کشته، نقاط ضعف داستان ذهنی ات را رتوش کنی و به صورت قصه ای شیرین بنویسی."*توصیه همایون صنعتی زا...
ادامه مطلب
نوشتن گاهی میشود چیزی در حکم نفس کشیدن. وقتی یک روز صبح هنوز چشمهایت را باز نکرده با درد از خواب بیدار میشوی. وقتی هیچ مسکن و هیچ همدمی پیدا نمیشود که حالت را بپرسد و اگر هم بپرسد درک نمیکند چه مرگت است! وقتی یک روز عصر خسته و کوفته به خانه برگشتهای و هیچ چیز حالت را خوب نمیکند. وقتی چند ساعت مطالعه کردهای، فیلم دیدهای، مهمانی رفتهای، مهمانی دادهای، با این و آن خوش و بش کردهای و حس میک...
ادامه مطلب