
همه جا را تمیز کرده ام، همه پنجره ها را سنگهای کف بالکن را دیوارهای آجری کنار پنجره را حتی آن دریچه کوچک پشت انباری را... فرشها، پرده ها، همه خرت و پرت های توی کمد، همه لباسهای آویزان شده به رخت آویز، همه همه را تمیز کرده ام. باورت می شود؟ چقدر لباس توی کمد بود که از یادم رفته بود بپوشمشان. چقدر کتا...
ادامه مطلب
وقتی عاشقمحس میکنم سلطان زمانمو مالک زمین و هر چه در آن استسوار بر اسبم به سوی خورشید میرانم وقتی عاشقمنور سیالی میشومپنهان از نظرهاو شعر ها در دفتر شعرمکشتزارهای خشخاش و گل ابریشم میشوند وقتی عاشقمآب از انگشتانم فوران میکندو سبزه بر زبانم میرویدوقتی عاشقمزمانی میشوم خارج از هر زمان وقتی بر ز...
ادامه مطلب
وقتی تو نیستیxa0 من حزن هزار آسمان بی اردیبهشت را گریه می کنم ... وقتی که تو نیستی هزار کودک گمشده در نهان من لای لای مادرانه تو را می طلبند....
ادامه مطلب