این روزها قسمتی از مصاحبههای حسین دهباشی در پروژه تاریخ شفاهی ایران را تماشا میکنم. به نظرم یکی از باارزشترین کارهایی که در زمینه تاریخ معاصر در حال انجام است همین پروژه تاریخ شفاهی ایران است. مصاحبهای را که با یکی از مقامات سابق کشور انجام شده است می بینم. ترجیح میدهم اسمی از آن شخص نیاورم. همیشه تحت تأثیر تاریخ رسمی که در کتابها خواندهام و حتی صحبتهای اطرافیان، به آن شخص به عنوان یک خیانتکار و یک چهره بی کفایت نگاه میکردم. این چند روز که صحبتهای او را گوش میکنم عمیقاً احساس میکنم قضاوت درباره آدمها کار بسیار سختی است. شاید در پشت پرده اتفاقاتی که به نظرمان دلایل مسلمی دارند چیزی دیگری در جریان باشد. شاید این آدمها با وجود تمام دلایل موجود باز هم چهره دیگری داشته باشند و از همه مهمتر درباره هیچ کس نباید یک طرفه به قاضی رفت. یا نباید موضع گرفت یا اگر قرار است درباره کسی قضاوت کنیم بهتر است قبل از هر چیز صحبتهای او را هم بشنویم. قرائت رسمی تاریخ در هیچ کشوری کامل و بی طرف نیست. به قول یک نفر بی ارزش ترین علم تاریخ است! چه زود مسلماتش رنگ می بازد!و مهمتر از همه این که با خودم میگویم من تا به حال حتی صدای این آدم را نشنیده بودم! تا به حال هیچ مصاحبه و مطلبی از زبان خودش نشنیده بودم چطور در تمام این سالها به آنچه درباره اش می گفتند اعتماد داشتم؟!
نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:29 توسط سایه| |
بارونی...
ما را در سایت بارونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 5:04