اما بعضی زنها عجیبتر از بقیه هستند. نه عادت می کنند، نه فراموش می کنند، نه می بخشند و نه حتی گریه می کنند. سعی می کنند خودشان را شبیه مردها کنند. مثل آنها کار کنند، مثل آنها رفتار کنند، مثل آنها عصبانی بشوند، مثل آنها فحش بدهند، مثل آنها...
امروز که توی پمپ بنزین، آن راننده مشنگ وانت اشتباهی نازل را گذاشت و کار من طول کشید و کارگر پمپ بنزین رمز کارتم را فراموش کرد و تا پول بنزین را حساب کند آدمهای پشت سرم معطل شدند و بعد راننده پشت سرم اشتباههای آنها را به پای من گذاشت و آمد کنار من و شروع کرد به مسخره کردن و من گفتم خفه شو! همین حس را پیدا کردم... هرچند باقی چیزهایی را که دوست داشتم نثارش کنم خوردم!
کاری به قلیل مردهای خوب ندارم اما واقعیت این است که مردهای این جامعه زندگی را سخت می کنند برای هر زنی که بخواهد نفس بکشد. بدترین چیز هم همین گرفتن ظرافت زنانه زنان است. چیزی که دودش به چشم مردان هم خواهد رفت.
.
.
خدایا من ظرافت زنانه ام را می خواهم
اگر این مردها بگذارند!
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:50 توسط سایه| |
بارونی...ما را در سایت بارونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22