وقتی حرف از مقاله و پایان نامه و این چیزها میشود ناخودآگاه به یاد مصائبی که برای نوشتن پایاننامهام و دفاع از آن کشیدم میافتم. تصور کنید موضوعی را انتخاب کرده باشید که در ایران هیچ کس روی آن کار نکرده و هیچ منبع فارسی جز چند ترجمه دست و پا شکسته در آن زمینه وجود نداشته باشد. بعد استادی داشته باشید به غایت تنبل که هیچ کمکی از دستش برایتان بر نیاد! همه اینها به کنار با تمام مشکلات از این طرف و آن طرف منبع جمع کنید و بکوشید و سر و ته قضیه را جمع کنید و برسید به روز دفاع. با کلی استرس و تنش که از چند روز گریبانتان را گرفته خودتان را به صبح روز دفاع برسانید. کلی تدارک ببینید و تمرین کنید و استرس بکشید و از یک ساعت قبل در سالن دفاع بنشینید به انتظار. ساعت مقرر از راه برسد و همه از استاد مشاور و داوران و دوستان و آشنایان همه حاضر شوند اما خبری از استاد راهنما نباشد! یک ربع، نیم ساعت، یک ساعت! استاد نیامده و تلفن همراهش را هم جواب نمیدهد! بعد از یک ساعت تازه بفهمید حضرت آقا مسموم شده و در بیمارستان بستری است. به همین راحتی جلسه دفاع کنسل شود و برود برای هفته بعد. هفته بعدی که از قضا حالا نوبت توست که مریض شوی! این بار همه حاضرند و این تویی که از صبح حالت خوش نیست! اما به هر جان کندنی است تا غروب خودت را برسانی سر جلسه و این بار غریبانه بدون حضور نزدیکانت به دفاع از نوشتههایت بنشینی.
سریال اتفاقهای عجیب و غریب دفاع از پایان نامه زمانی تکمیل شد که فایل پایان نامه هم از روی کامپیوترم پاک شد و من ماندم و یک نسخه کاغذی و یک فایل نصفه نیمه از بخشهایی از متن و مقالهای که از روی همان بخشها به دست توانای استاد راهنما بازسازی و به نام ایشان در صدر مقاله و نام من به عنوان نویسنده دوم به چاپ رسید. خدایش رحمت کند که اگر هیچ کار برایم نکرد لااقل به خاطر سوابق علمی زحمت پیگیری چاپ مقاله را از دوش من برداشت!
بارونی...
ما را در سایت بارونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 20:56