مجید امیری!

خرید بک لینک
استاد وسط کلاس داستاننویسی یک دفعه توی چشمهای ما خیره شد و رفت تو فکر. گفت: مجید امیری رو میشناسید؟ همه کمی فکر کردیم و گفتیم نه، ولی اسمش آشناست! استاد انگار کاری به جواب ما نداشته باشد گفت: مجید از نویسندهها و مترجمهای قابل معاصره. از دوستان خودمه. و بعد شروع کرد به تعریف کردن داستان زندگی مجید امیری! قصه از آنجا شروع میشد که مجید امیری از یکی از دانشگاههای فرانسه بورس تحصیلی میگیرد و زودتر از موعد راهی پاریس میشود. چون هنوز ترم شروع نشده به ناچار در خوابگاه در دست تعمیری که هیچ کس جز مجید امیری در آنجا سکونت ندارد اقامت میکند. از همان شب اول ماجراهای عجیب و غریب زندگی در پاریس شروع میشود. هر شب یک دختر جوان با لباسهای سر تا پا سفید میآید دم در اتاق. دخترک ساکن طبقات پایین است. یک شب به بهانه این که برق طبقه او قطع شده و تنهاست، یک شب به بهانه این که میخواهد یک فنجان قهوه بخورد و... اما دختر سفیدپوش بعد از این که وارد آپارتمان مجید امیری میشود، مینشیند به کتاب خواندن و قهوه خوردن و اصلاً با مجید حرف نمیزند. حتی یک شب مجید میبیند با این که دخترک قهوهاش را خورده اما قهوه دست نخورده است! یک روز مجید دل را به دریا میزند و از یکی از مسئولان دانشگاه درباره این دختر سؤال میکند. مسئول مورد نظر میگوید به جز تو هیچ کس در این ساختمان زندگی نمیکند. حتماً خیالاتی شدهای! ولی بعد که مشخصات دختر را میشنود میگوید دختری با همین مشخصات پارسال در خوابگاه خودکشی کرد! مجید امیری که دیگر از وحشت نمیداند چطور باید در خوابگاه به سر ببرد در آخرین شب حضورش باز صدای در را میشنود. این بار دختر بعد از ورود با همان کتاب در دستش به طرف حمام میرود. مجید هم مات و مبهوت نگاهش میکند. ساعتی میگذرد و فقط صدای آب میآید و دخترک بیرون نمیآید. آخر سر مجید با ترس و لرز دل را به دریا میزند و در حمام را باز میکند. دختر با همان کتابی که در دست دارد و لباسهای سفیدش زیر دوش باز حمام نشسته و کتاب میخواند!!

.

.

.

داستان که به اینجا رسید با صدای دست استاد که محکم روی میز کوبیده شد همه از جا پریدیم! به شخصه خیلی ترسیدم! و استاد که نیشش تا بناگوش باز شده بود و گفت ای ترسوها! این یک داستان تخیلی در ژانر وحشت بود! مجید امیری دیگه کیه؟! خوابگاه متروکه کجاست؟! دختر سفیدپوش نداریم! بله همه اینها تخیلی بود ولی یک چیز واقعی بود آن هم قدرت خیالپردازی و اجرای قوی جناب استاد!

بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 10:00

صفحه بندی