دلم شور می زند

خرید بک لینک

پنج سال پیش بود که تصمیم گرفتم ماشین بخرم. بابا میxadگفت: نه! ماشین جای پارک میxad خواهد. خرج دارد.. و هزار تا بهانه دیگر. من به شبهایی که کلاس داشتم فکر میxadکردم که باید با کلی دلشوره و اضطراب خودم را به خانه میxadرساندم. به روزهای تعطیلی فکر میxad کردم که باید کلی سر پا میxad ماندم تا یکی محض رضای خدا من را تا مترو برساند. بگذریم که آن موقع مترو هم دردی از من دوا نمیxadکرد. بابا اما میxad گفت نه! آن روز که برای دیدن ماشین و خریدش رفتیم وقتی برگشتیم بابا که مشغول خواندن قرآن بود حتی سرش را هم بلند نکرد. میxad گفت نه!

استخاره کردم و گفتند خوب نیست! به نارضایتی پدر نمیxad ارزد این تصمیم!

چهار پنج سال گذشت و من هیچ وقت فکرش را نمیxad کردم که به خاطر رفتن سر خاک بابا به فکر خریدن ماشین بیفتم. یک سال از رفتن بابا گذشته و الان من ماشین خریدهxad ام، گواهیxadنامه گرفتم و دارم تمرین میxad کنم برای هفتهxad ای یک بار رفتن به بهشت زهرا..

افسوس ...

به آنچه که میxad خواستم رسیدم اما ای کاش مثل قبل صبحxadها زود از خانه بیرون میxad زدم تا خودم را به ایستگاه اتوبوس برسانم اما باز هم بعد از نماز صبح صدای قرآن خواندن بابا تا طلوع آفتاب توی خانه میxad پیچید. دلم برای بودنش تنگ شده بدجور..

افسوس...

بارونی...

ما را در سایت بارونی دنبال می‌کنید

برچسب: دلم شور می زند,اینجا دلم برای تو هی شور میزند,دلم برای خودم شور می زند, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 0:28

صفحه بندی