گاهی به یک tuing point در زندگیت نزدیک میشوی. نقطهای که همشه دردناک است اما اجتنابناپذیر به نظر میرسد. واکنش آدمها به این نقاط برگشت متفاوت است. اگر اولین بارت باشد حتماً شوکه خواهی شد. البته بستگی دارد این اولین بار را در چه سنی تجربه کنی. اگر سنت زیاد نشده باشد، اگر زندگی از اول به تو سخت گرفته باشد دیگر عکسالعملت به سختیها شدید نخواهد بود. نقطه برگشتهای زندگی وقتی زیاد میشوند انگار دیگر درد را حس نمیکنی، سِر میشوی. دیدهاید بعضی آدمها را که چقدر صبورانه با بدترین اتفاقها برخورد میکنند؟ حتی اگر خبر مرگ عزیزترینهایشان را بشنوند هیچ نمیگویند. هرچند از درون خالی میشوند و فرو میریزند اما شوکه نمیشنود. انگار همیشه برای همه چیز آمادهاند. هفته قبل که دیدم میم چطور در برابر نقطه برگشت زندگیش کم آورده بود احساس کردم چه خوب که به جای او نیستم! نقاط برگشت زندگی دردناک است و گاهی غیرقابل تحمل اما این روزها بدجور احساس سِر شدن دارم. روحم سالهاست سِر شده. دیگر درد را احساس نمیکند. انگار هیچ اتفاق ناخوشایندی شوکهاش نمیکند. نمیدانم این خوب است یا بد؟!
بارونی...
ما را در سایت بارونی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 23:02