بارونی

متن مرتبط با «مثل شیشه مرتضی» در سایت بارونی نوشته شده است

مثل یک بیشه نور...

  • نیلوبلاگ

    دکتر علیمحمد حقشناس را دورادور می شناختم. شناخت که نه فقط اسمش را شنیده بودم. دیروز که سرنوشتش را می خواندم با خودم گفتم خدا چقدر بنده های عجیب غریبی دارد. تا به حال فکر می کردم سهراب سپهری شاعر خاصی و یا بهتر بگویم آدم خاصی است. کسی که به گل سوسن می گفت شما! و یا دلش از کشتن یک سوسک به درد می آمد و...

    ادامه مطلب
  • مثل شیشه

  • نیلوبلاگ

    اول رفت سراغ پنجرهها. با خودش گفت: شیشهها که تمیز باشد انگار کل اتاق برق میزند. جا به جای شیشه پر بود از لکههای آب و گل و دوده. معلوم نبود آخرین بار کی شسته شدهاند. قدش تا بالای شیشه بلند پنجره نمی رسید، دستهایش هم تا وسطهای شیشه را بیشتر نمیتوانست پاک کند. حالا نصف شیشه برق میزد از تمیزی و از جایی به بعد مرز بین تمیزی و لکههای شیشه شروع میشد و هر چه به سمت دیوار میرفت تراکم لکهها بیشتر میشد. انگار شیشه هر چه به سنگهای دیوار نزدیک میشد بیشتر خودش را میباخت.xa0 xa0...

    ادامه مطلب