
این خانه سیاه است امروز برای اولین بار فیلم "خانه سیاه است" را دیدم. مستند تلخی از فروغ فرخزاد درباره جذامیان آسایشگاه بابا باغی تبریز. شاید به دلگیری و زیبایی شعرهایش. جالب است وقتی یک هنرمند دست به آفرینش می زند، همه تراوشات روحش شبیه به هم از آب در می آیند، خواه شعر باشد یا فیلم یا یک قطعه ادبی یا نریشن یک فیلم مستند. خانه سیاه است هم مثل شعرهای فروغ زیبا بود و تلخ. اما خدا را شکر که دیگر خانه سیاه نیست! خدا را شکر که دیگر به ندرت کسی در ایران به جذام مبتلا می شود تا مردم از شهر بیرونشان کنند...
ادامه مطلب
هزار سال کند عمر، باز ناکام استکسی که رخصت رفتن به کربلا نگرفت...
ادامه مطلب
این چند روز که گذشت وقتم بیشتر به مطالعه درباره بهشت و جهنم گذشت. موضوعی که اگر دیندار نباشی شاید هیچ موضوعیتی برایت نداشته باشد. اما اگر دیندار باشی چه؟ امروز به این فکر میکردم برای ما به اصطلاح دیندارها هم انگار همینطور است. هرچند همه به زبان میگوییم و قلباً هم به آن اعتقاد داریم اما رفتارهایمان چیز دیگری را نشان میدهد.xa0 در طول روز واقعاً چند تا از کارهای بدمان را از ترس آتش جهنم ترک میکنیم؟ چند تا کار خوب میکنیم تا به بهشت برویم؟ اصلاً چقدر در سال به این موضوع فکر میکنیم که بعد از مرگ چه ات...
ادامه مطلب
پنج سال پیش بود که تصمیم گرفتم ماشین بخرم. بابا میxadگفت: نه! ماشین جای پارک میxad خواهد. خرج دارد.. و هزار تا بهانه دیگر. من به شبهایی که کلاس داشتم فکر میxadکردم که باید با کلی دلشوره و اضطراب خودم را به خانه میxadرساندم. به روزهای تعطیلی فکر میxad کردم که باید کلی سر پا میxad ماندم تا یکی محض رضای خدا من را تا مترو برساند. بگذریم که آن موقع مترو هم دردی از من دوا نمیxadکرد. بابا اما میxad گفت نه! آن روز که برای دیدن ماشین و خریدش رفتیم وقتی برگشتیم بابا که مشغول خواندن قرآن بود حتی سرش را هم ...
ادامه مطلب