
نگاهی به روسریها می اندازم. حاشیههای چهارخانهدارش دلم را میبرد. عاشق طرحهای چهارخانهدار هستم. رنگهای قهوهای و مشکی همان یکی دو ساعت اول تمام میشوند. اول صبح بود که مونا عکسهای روسریهای جدید را گذاشت روی کانالش. یک ساعت بعد یکی دو تا رنگ دیگر را هم بردهاند. عکسها را دوباره بالا و پایین می کنم. مونا دوباره سر و کله اش پیدا می شود. رنگهای فلان و فلان هم تمام شدند. وسوسه میشوم. ردیف روسریه...
ادامه مطلب
این خانه سیاه است امروز برای اولین بار فیلم "خانه سیاه است" را دیدم. مستند تلخی از فروغ فرخزاد درباره جذامیان آسایشگاه بابا باغی تبریز. شاید به دلگیری و زیبایی شعرهایش. جالب است وقتی یک هنرمند دست به آفرینش می زند، همه تراوشات روحش شبیه به هم از آب در می آیند، خواه شعر باشد یا فیلم یا یک قطعه ادبی یا نریشن یک فیلم مستند. خانه سیاه است هم مثل شعرهای فروغ زیبا بود و تلخ. اما خدا را شکر که دیگر خانه سیاه نیست! خدا را شکر که دیگر به ندرت کسی در ایران به جذام مبتلا می شود تا مردم از شهر بیرونشان کنند...
ادامه مطلب
دوستی اینطور کامنت گذاشتهاند و البته نمیدانم چرا کامنت خصوصی فرستادهاند! «دودش به چشم همه رفته و البته آتش جای دیگریست. جامعه ی ما از حداقل سلامت روان هم برخوردار نیست...ریاکارترین و بیمنطق ترین مردم جهانیم. انتظار خیلی بالاییه که از چنین جامعه ای انتظار داشته باشیم که به زنها توهین نکنن. هر کس ا...
ادامه مطلب
دخترک همسایه امروز سرم فریاد زد. وقتی داشتم با ماشین از کنار خرت و پرتهایی که گذاشته بودند جلوی در خانه شان رد می شدم سرم داد کشید. پدرش گفته بود بروم از یک کوچه بالاتر دور بزنم و برگردم جلوی خانه خودمان چون دخترک و برادرش و پدرش داشتند وسط کوچه کارهایی می کردند که هنوز هم نمیدانم چه بود! به حرف پدر...
ادامه مطلب
بفرماييد فروردين شود اسفندهاي مانه بر لب،بلکه در دلگل کند لبخندهاي ما قیصر امینپور نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 19:27 توسط سایه| |...
ادامه مطلب
این روزها سرگرم خواندن داستانی هستم که من را یاد داستان پستچی چیستا یثربی میاندازد. با این که قصهها شباهت خاصی به هم ندارند اما هر دو عاشقانهاند و شیوه روایتشان تا حدی به هم شبیه است یا حداقل از دید من فضای مشابهی دارند. از سالهای دبیرستان به این طرف زیاد سراغ رمانهای عاشقانه نرفتهام، اما گهگاهی که کسی کار خوبی را معرفی میکند میخوانم. فکر کنم پارسال بود که چیستا یثربی با پستچی همه را سرکار گذاشته بود و طرحی نو در تلگرام در انداخته بود! و اما قصهای که الان دارم میخوانم و انشاءاله نویسنده محترم به...
ادامه مطلب
گفت: دلیلش هر چی باشه به هر حال تو نتونستی، تو شکست خوردی.. گفتم: آره، فقط اونی که نتونسته می تونه بفهمه نتونستن چقدر سخته!...
ادامه مطلب
بحث درباره مواردی که گفتهاید زیاد است و من هم محقق ادیان نیستم. تحصیلاتم، آن هم چند سالی، به این بحثها مربوط بود. الان هم به خاطر کارم تا حدی این بحثها را میشنوم و درگیرش هستم. بحث من اصلاً چیز دیگری بود. موضوعی که درباره خدا و تصور از خدا گفتم بیشتر یک بحث فلسفی است. یعنی مبانی اعتقادی ما درباره خدا را به راحتی میتوان با مبانی فلسفی توضیح داد اما این که خدا در آسمان زندگی میکند یا به طور کلی جایگاه قایل شدن برای خدا اصلاً با عقل و منطق و حساب و کتابهای علوم عقلی سازگار نیست مگر این که کسی بخواه...
ادامه مطلب
استرس چیز خوبی نیست. البته یک مقدارش لازم است اما وقتی دائمی میشود دیگر تمام تنظیمات زندگی آدم را به هم میریزد. این دو سه هفته بیشتر از هر وقت دیگری استرس داشتهام. تنشی که انگار تمامی ندارد. کاش بزرگ میشدم.. کاش...
ادامه مطلب